ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

فارس: در روايتي از اباصلت آمده است: «مأمون، امام رضا (ع) را فراخواند و آن حضرت را مجبور كرد از انگور بخورد. آن حضرت به واسطه آن انگور مسموم شد.»

درباره نحوه شهادت امام رضا (ع)، بيشتر عالمان شيعه و همچنين تعداد زيادي از علماي اهل سنت، قائل هستند كه آن حضرت مسموم و شهيد شده است. البته درباره عامل شهادت امام هشتم، اختلاف‌نظرهايي وجود دارد؛ اما قول مشهور اين است كه آن حضرت، توسط «مأمون» خليفه عباسي مسموم و به شهادت رسيد.

برخي از علماي اهل سنت بر اين نظرند كه مأمون، امام رضا (ع) را مسموم نكرده است و براي اين گفته خود دلائلي هم ذكر مي‌كنند. از جمله آن دلائل اين است كه مأمون دختر خود را به همسري امام جواد (ع) درآورد. مأمون به برتري امام رضا (ع) در برابر علما استدلال مي‌كرد. بعد از درگذشت امام رضا (ع) مأمون بسيار ناراحت و غمگين بود و...

در ادامه خواهيم گفت كه به هيچ يك از دلائل در اين رابطه نمي‌توان استناد كرد.
همچنين عده‌اي از علماي اهل سنت نيز بر اين باورند كه امام رضا (ع) مسموم شده است و عامل جنايت، عباسيان اما شخصي غير از مأمون، بوده است. براي مثال؛ ابن‌جوزي مي‌گويد: «وقتي عباسيان ديدند خلافت از دست آنها خارج شد (به واسطه ولايت‌عهدي) و به دست علويان افتاد، امام رضا (ع) را مسموم كردند.» اين قول نيز چندان صحيح به نظر نمي‌رسد؛ زيرا «بيشتر مورخان و راويان اجماع دارند كه مأمون سم را به امام (ع) داده نه غير او.»

همچنين روايات مستندي از امام رضا (ع) وارد شده است كه در آن، حضرت شهادت خود را پيش‌گويي كرده و عامل اين جنايت را مأمون دانسته است. امام رضا (ع) به هرثمة بن اعين مي‌گويد: «موقع مرگ من فرا رسيده است. اين طاغي (مأمون) تصميم گرفته مرا مسموم كند...»




ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 15 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

رویدادها در تاریخ، هرچه از زمان وقوع و ولادت خویش فاصله می گیرند، كم رنگتر و بی فروغ‎تر می شوند و سرانجام به سایه روشنی از یك خاطره یا حادثه در ذهنها بدل می گردند، امّا تنها، یك حادثه را می شناسیم كه در روزی داغ، در سرزمینی كوچك و گمنام به نام «كربلا» رخ داد و امروز پس از قرنها و روزگاران دراز، دامنگستر و تأثیر گذار و حركت آفرین، به سمت فردایی درخشانتر راه می سپارد. شور و شكوه و شرارهای كه عاشورا آفرید، هنوز و هماره قلمرو قلب و ذهن انسانها را فتح می كند و خون خیزش و حركت در رگها می دواند. این ویژگی، این سخن پیامبر را به یاد می آورد:
ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا(1)
از شهادت حسین، آتشی در قلب مؤمنان افروخته شود كه هرگز سردی و خاموشی نمی پذیرد.
كربلا، زنده، زاینده و فزاینده است؛ كوثری است كه می جوشد و هر عصر و نسلی به نسبت توان و تكاپو و ظرفیت خویش از آن بهره می
گیرد. كربلا به روحها طراوت، زیبایی، سرزندگی و شیوه خوب زیستن می آموزد كه حسین (علیه السلام) یعنی خوب، یعنی زیبا.
كربلا، اساسنامه ایمان، فهرست همه خوبی
ها و فرهنگنامه قبیله معرفت و عشق است. هیچ كس نیست كه با كربلا انس و الفت بیابد و شكفتن و بالیدن و جوشش و حیات را در خود احساس نكند. جامعهای نیز كه با فرهنگ عاشورا پیوند و آشنایی بیابد، سرشار پویایی، زایایی و توانایی خواهد شد. به همین دلیل است كه كربلا، بهترین پایگاه الهام برای حركت و خیزش و قیام است و آنان كه معرفت عاشورایی یافته اند، انسان هاییاند كه حرّیت، عزّت، جوانمردی، پاكبازی، اخوّت، صمیمیّت، عرفان، ایمان وشهادت، درون مایه زیستن و قانون زندگی و جهت گیریهاشان خواهد شد.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

جهانی شدن بر سر سفره عاشورا

ایام عاشورا ابعادی همگانی دارد که بنظر می رسد درک آنها مختص یک فرهنگ، یک ملیت و حتی یک دین خاص نیست . جاذبه یا کاریزمای امام حسین(ع) و یارانش به خصوص وقتی در قالب کربلا قرار می گیرد به قدری فراگیر است که می توان پیام های متنوعی را در سطح وسیعی از فهم و درک بشری از آن کسب کرد؛ برای هر مخاطبی با هر سابقه ذهنی و فرهنگی که داشته باشد.
برخی عادت های شیعیان مثالی از همین حس فراگیر است.مثلا اینکه روز عاشورا میلیون ها نفر بر سر یک سفره غذا می خورند. یعنی سفره های جدا جدای آنها در روز عاشورا یکی می شود و فاقد هرگونه حس مالکیت به هم پیوند می خورد. سفره عظیمی برپا می شود و حریم ها یکی می شود و همانجاست که حس برابری و برادری بشری خود را کاملا نشان می دهد. تا آنجا که حتی که اقلیت های عزیز مذهبی نیز با ما هم سفره می شوند و تفاوت های دینی به کناری می رود.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
رسوایی فتنه با خون خدا

نه بزرگ در امت اسلام که سنگ بنایش در محافل و انجمن های سری مدینه گذاشته شده بود، در روز رحلت پیامبر(ص) در سقیفه بنی ساعده شکل گرفت. در این روز بود که سامری های امت، در روز فقدان رهبر اسلام که به میقات خداوند شتافته بود، هارون امت را به استضعاف کشیدند و نزدیک بود او را به جرم مخالفت با گوساله پرستی بکشند؛ زیرا گوساله زرین خلافت چنان صدا می داد که ید بیضای علوی هم نمی توانست سحر ساحرانه شیطان بر منبر رسول الله(ص) را باطل کند. از این رو امیرمؤمنان علی(ع) که بمنزله هارون(ع) برای موسی(ع) بود، خطاب به پیامبر(ص) فرمود: قال ابن ام ان القوم استضعفونی و کادوا یقتلوننی؛ «ای پسر مادرم! این قوم مرا زبون یافتند و نزدیک بود مرا بکشند» (اعراف، آیه۱۵۰)
مشکل فتنه بزرگ ادامه یافت و امت مصیبت ها دیدند؛ چرا که دنباله رو گوساله سامری شدند و ولایت کلیه علوی را فرو گذاشتند. اما حضرت امیرمؤمنان(ع) و پنج تن آل عبا(ص) ساکت ننشستند و با مبارزه با گوساله پرستان پرداختند.
زمانی بس طولانی به درازا کشید تا اندک اندک مردمانی چند بیدار شدند. گوساله فتنه، افعی وار همه امت اسلام را می بلعید و فرو می داد. اسلام هم چون پوستین وارونه ای بر تن گوساله، خوش نشسته بود. مردم از اسلام جز گوساله خلافت نمی شناختند و حقیقت توحید را در آن می جستند. این در حالی بود که خشم و غضب الهی به ایشان رو آورده بود و به جرم کفر پس از اسلام مجازات می شدند.


بطلان سحر سامری با خون حسینی
عصر معاویه شاید اوج رشد و بلوغ این گوساله سامری بود که از اسلام چیزی به جا نمی گذاشت. او خال المومنین، کاتب وحی و صحابی مکرم پیامبر(ص) قلمداد می شد. او توانسته بود در پناه گوساله زرین سامری، خدایی کند و خود را تجلی و مظهر حقیقت اسلام بشناساند. در این زمانه امیرمؤمنان علی(ع) حتی به عنوان مسلمان شناخته نمی شد تا چه رسد که از وی به عنوان صحابی و یا ولی الله یاد شود. بر منابر، او را به کفر و بی نمازی دشنام می دادند و به جرم گناه ناکرده خلیفه کشی، مطرود می شمردند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

حال و هوای محرم انسان را به حس آزادی نزدیک می سازد و شرکت در دسته ها و هیات ها و شنیدن خطابه ها و نوحه ها و روضه ها او را از بار گناه سبک می کند. از این بحث ها که بگذریم به داستان ها و روایت ها و اتفاقاتی که در زمان امام شهید و معصوم رخ داده، می رسیم که از تلخی و ناگواری آن دل انسان به جوش می آید، ولی از معصومیت ائمه و نحوه برخورد آنها با ظلم و ستم، آدمی احساس افتخار می کند. از سال های دور در جامعه ما رسم بر این بوده که هیات های سینه زنی و زنجیر زنی راه می افتند و علم و کتل و تیغه و غیره در جلوی آنها به حرکت در می آیند که نشانگر و یادآور لشکر مظلوم و شجاع امام حسین(ع) است.
ولی چیزی که در این میان می ماند به جز روایات عبرت آفرین و اتفاقات دردآور، اعمال عوامانه یی مثل چاپ عکس هایی از ائمه طاهرین است که هیچ تاریخ و عکس دیگری صحت و درستی آن را تایید نمی کند، مگر از روی روایات که خود آن هم سلیقه نقاش را نشان می دهد.
کتابی در مورد رنسانس می خواندم و توجهم به اتفاقات و باورهای قرون وسطایی و مجازات های آنها جلب شد. اروپاییان این زمان ها را گذراندند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

مبلغ باید از پیشرفته ترین وسایل ارتباط جمعی عصر در پیشبرد اهداف خویش بهره گیری کند. امروزه تنها منبر و سخنرانی در مجالس مذهبی برای مبلغ دینی کافی نیست، بلکه برای رساندن پیام حق به گوش مردم و مشتاقان معارف زلال اسلام باید از تمام ابزارهای مفید استفاده کرد. نشر کتاب و مطبوعات، استفاده از رادیو، تلویزیون، برنامه های رایانه ای، گفتگوها و گردهمایی های متنوع، حضور در جمع کسانی که غالبا به مجامع و مجالس مذهبی نمی آیند و رساندن معارف حقیقی دین به گوش آنان، نوعی بهره گیری از وسایل ارتباط جمعی در عصر ما به شمار می آید.
امام حسین علیه السلام برای تبلیغ فرهنگ عاشورا از بهترین وسایل ارتباطی عصر خود بهره می گرفت. در آن روزگاران، امام حسین علیهالسلام برای این که هدف قیام و فلسفه حرکت حماسی خود را به گوش امت اسلامی برساند، مراسم حج و شهر مکه را انتخاب نمود و در اجتماعات مهم حاجیان، سخنرانی های روشنگرانه و هدایت بخشی را سازماندهی کرد.
آن حضرت برای رساندن پیام خویش و افشای سیاست های مزورانه و شیطانی معاویه خطاب به جمعیت حاضر در منا که از نقاط مختلف و قبایل گوناگون بودند چنین فرمود: «اسمعوا مقالتی و اکتبوا قولی ثم ارجعوا الی امصارکم و قبائلکم فمن آمنتم من الناس و وثقتم به فادعوهم الی ماتعلمون من حقنا فانی اتخوف ان یدرس هذا الامر و یذهب الحق و یغلب والله متم نوره و لو کره الکافرون (
۱) ؛ سخنان مرا بشنوید و حرف هایم را بنویسید، آن گاه به شهرها و قبیله های خودتان باز گردید و آنچه در حق ما می دانید به دوستان صمیمی و افراد مورد اطمینان خودتان بگویید. من اعلان خطر می کنم که این مطلب کهنه شده و از هم بپاشد و حق از بین رفته و مغلوب شود. البته خداوند نورش را گسترش خواهد داد گرچه کافران آنرا نپسندند. (۲) »
آن حضرت در یکی دیگر از سخنرانی هایش، بعد از حمد و ستایش پروردگار و تبیین جایگاه اهل بیت علیهم السلام و ارتباط آنان با خدا و رسول او، دوستداران حق را به همراهی خویش فرا خوانده و در یک دعوت عمومی از همگان برای شرکت در حماسه عاشورا چنین فرمود



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
راویان نینوا

بررسی قدیمی ترین منابع تاریخی که درباره حادثه عاشورا وجود دارد
تاریخ، روشن ترین گواه دلاوری ها و مظلومیت های امام حسین(ع ) است. بسیاری از مورخان، در آثار خود به واقعه کربلا اشاره کرده اند و پس از شرح مختصر یا مفصل اتفاقات آن، پیامدها و اثرات تاریخی، سیاسی و مذهبی این واقعه را شرح داده اند. آشنایی با چند منبع معتبر و مقتل قابل رجوع در این زمینه، می تواند محققان و فرد فرد مردمان جامعه را هر چه بیشتر با این واقعه، آشنا کند و گسترش سنت رجوع به مقاتل، یکی از بهترین راه های جلوگیری از تحریف واقعه جان سوز عاشوراست. آنچه در این یادداشت گرد آمده، گزارشی از اصیل ترین و متقدم ترین منابع تاریخی درباره واقعه عاشورا و کربلاست؛ منابعی که بعدها بزرگانی چون سید بن طاووس در کتاب لهوف از آن ها بهره جسته اند و آثار برجسته ای پدید آورده اند.
مقتل الحسین(ع) ابومخنف
لوط بن یحیای ازدی، معروف به ابومخنف در نیمه دوم قرن اول هجری به دنیا آمد و در سال
۱۵۷ هجری قمری درگذشت. پدر وی، یحیی بن سعید از یاران امام علی(ع) بود و جدش، مخنف بن سلیم، نیز از یاران پیامبر(ص) و علی(ع) بود. او یکی از مورخان نام دار صدر اسلام و جزو نخستین کسانی است که در کتابی مستقل به وقایع زندگانی امام حسین(ع) پرداخته است. برخی او را شیعه و عده ای دیگر او را اهل سنت می دانند البته قول قوی این است که او اهل سنت بوده و به اهل بیت ارادت داشته است. او در حدود ۴۰ کتاب نوشته که مهم ترین آن برای شیعیان «مقتل الحسین» است. این کتاب تا حدود قرن چهارم هجری موجود بوده و طبری نیز در تاریخ خود از آن نقل هایی آورده است اما کتاب بعدا از بین رفته و هیچ نسخه ای از آن در دسترس نیست. البته امروز، کتاب هایی با نام مقتل ابومخنف در بازار موجود است اما همه پژوهشگران متفق القول بر این عقیده اند که این کتاب ها در قرن ششم هجری نوشته شده اند و هیچ کدام نسبتی با کتاب اصلی ندارند. البته گروهی از پژوهشگران بخش هایی از این کتاب را که طبری نقل کرده، گردآورده اند و این نسخه، معتبرترین یادگار مقتل ابومخنف است.
طبقات الکبری ابن سعد
طبقات الکبری کتابی تاریخی و معتبر است که در جلد هشتم خود با عنوان «ترجمه الامام الحسین علیه السلام و مقتله» به زندگانی حضرت امام حسین(ع )پرداخته است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
حسینی  شدن، ظلم نکردن و نپذیرفتن ظلم

دشمن بعثی بیشترین حساسیت را در مورد محرم و عزاداری برای سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین(ع) از خود نشان می داد.
من نمی دانم چه رازی در این عزاداری نهفته است که در طول تاریخ همه جباران و مستبدان با آن مقابله کرده اند. تا جایی که کمترین و مخفی ترین آن را هم تاب نیاورده اند.اما جالب تر اینکه با تمام این فشار ها عزاداری برای سید الشهدا علیه السلام در سخت ترین شرایط و در مخوف ترین و مستبد ترین حکومت ها زنده مانده و عاشقان حسین علیه السلام آن را سینه به سینه، نسل به نسل و در زیرزمین ها و پناهگاه ها تا به امروز منتقل کرده اند.شیعیان شوروی سابق در دوران سیاه حاکمیت مارکسیسم,لنینیسم و استالینیسم که با اندک مظاهر مذهب به شدت برخورد می شد.به هرشکل ممکن دست از عزاداری برنداشتند.رضا خان قلدر نیز نتوانست با بگیر و ببندهایش شور عزاداری حسینی را از مردم ولایت مدار ایران بگیرد. دشمن خبیث بعثی نیز هرچه کرد نتوانست ذره ای از شور محرم بکاهد.
در این باره خاطرات زیادی وجود دارد که به نمونه هایی از آن اشاره می کنم.
یک سالی دشمن مصمم شده بود که روز عاشورا مانع عزاداری آزادگان شود.
بهمین منظور برای هر آسایشگاه یک نگهبان گمارده شد.لذا عزیزان آزاده که خود را آماده کرده بودند تا از صبح عاشورا با مراسم زیارت عاشورا برنامه های خود را شروع کنند و تا ظهر عاشورا به اوج شور حسینی برسند.اما نتوانستند بصورت جمعی در داخل آسایشگاه ها مراسم عزاداری و سینه زنی بر پا کنند.ساعتی به این منوال گذشت.هر گوشه ای از اردوگاه را که نگاهی می کردی شیفتگان ابا عبدالله علیه السلام را می دیدی که زانوی غم بغل گرفته و مظلومانه اشک می ریزند اما هر لحظه که می گذشت بغض فرو خورده در سینه ها سنگین تر و غیر قابل تحمل می شد.
ناله را هر چند می خواهم که پنهانش کنم
سینه می گوید که من تنگ آمدم،فریاد کن
مگر می شود عاشورا سپری شود و ما از عمق جان فریاد یا حسین علیه السلام سر ندهیم اگر چنین می شد همگی دق می کردیم، در این سکوت مرگبار ناگهان صدای عزاداری و سینه زنی از همه جای اردوگاه بلند شد. نگهبان ها هاج و واج به هر طرف سرک می کشیدند اما کسی را در حال عزاداری و سینه زنی نمی یافتند.ناگهان یکی از سربازان رو به فرمانده شان فریاد زد: سیدی، بالحمامات، قربان داخل حمام هایند.
آری،بچه ها که صبرشان لبریز شده بود به داخل حمام ها هجوم برده بودند



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
     
 
 
لزوم پرداختن به عزاداری سنتی

عزاداری های سنتی، مردم را به دین نزدیک می کند. این است که امام خمینی (ره) می فرمودند: عزاداری سنتی بکنید. در مجالس عزاداری نشستن، روضه خواندن، گریه کردن، بر سر و سینه زدن، مواکب عزا انداختن، این دستجات عزاداری، اینها همان چیزهایی است که عواطف را نسبت به خاندان پیغمبر (علیهم السلام) پرجوش می کند، اینها بسیار خوب است. (۱)
ما باید حافظ این سنت های اسلامی، حافظ این دستجات مبارک اسلامی که در عاشورا، در محرم و صفر، در مواقع مقتضی به راه می افتند، باشیم. محرم و صفر است که اسلام را نگه داشته است، فداکاری سیدالشهدا (علیه السلام) است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است.
مراسم عاشورا و دیگر ایام عزا باید با همان وضع سنتی خودش از طرف روحانیون و خطبا با همان وضع سابق زنده نگه داشته شود و از طرف توده های مردم باید با همان ترتیب سابق که دستجات منظم عزاداری به عنوان عزاداری راه می افتاد؛ به پا داشته شود. (
۲)
دستجات باید همان طور به قوت خودش باقی باشد و دستجات سینه زنی و نوحه خوانی به همان قوت خودش باقی باشد و بدانید که حیات این ملت به همین روضه خوانی ها، به همین اجتماعات و دستجات است.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

رويدادها در تاريخ، هر چه از زمان وقوع و ولادت خويش فاصله می‌گيرند، كمرنگ‌تر و بی‌فروغ‌تر می‌شوند و سرانجام به سايه روشنی از يك خاطره يا حادثه در ذهن‌ها بدل می‌گردند، اما تنها،....
يك حادثه را می‌شناسيم كه در روزی داغ و سرزمينی كوچك و گمنام به نام« كربلا» رخ داد و امروز پس از قرن‌ها و روزگاران دراز، دامنگستر و تاثير‌گذار و حركت آفرين به سمت فردايی درخشان تر راه می‌سپارد. شور و شكوه و شراره‌ای كه عاشورا آفريد، هنوز و هماره قلمرو قلب و ذهن انسان‌ها را فتح می‌كند و خون خيزش و حركت در رگ‌هامی‌دواند. اين ويژگی، اين سخن پيامبر را به ياد می‌آورد:
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارةً فی قُلُوبِ المُؤمِنينَ لا تَبرُدُ اَبَداً1
از شهادت حسين، آتشی در قلب مؤمنان افروخته شود كه هرگزسردی و خاموشی نمی پذيرد.
كربلا، زنده، زاينده و فزاينده است، كوثری است كه می‌جوشد و هر عصر و نسلی به نسبت توان و تكاپو و ظرفيت خويش از آن بهره می‌گيرد. كربلا به روح‌ها طراوت، زيبايی، سرزندگی و شيوه خوب زيستن می‌آموزد كه حسين (عليه السّلام ) يعنی خوب، يعنی زيبا.
كربلا، اساس‌نامه‌ي ايمان، فهرست همه‌ی خوبی‌ها و فرهنگنامه‌ي قبيله‌ي‌ معرفت و عشق است. هيچ كس نيست كه با كربلا انس و الفت بيابد و شكفتن و باليدن و جوشش و حيات را در خود احساس نكند. جامعه‌ای نيز كه با فرهنگ عاشورا پيوند و آشنايی بيابد، سرشار پويايی، زايايی و توانايی خواهد شد. به همين دليل است كه كربلا، بهترين پايگاه الهام برای حركت و خيزش و قيام است و آنان كه معرفت عاشورايی يافته‌اند، انسان‌هايی‌اند كه حريّت، عزّت، جوانمردی، پاكبازی ، اخوّت، صميميّت، عرفان، ايمان و شهادت، درون مايه زيستن و قانون زندگی و جهت‌گيری‌هاشان خواهد شد.
انقلاب اسلامی ايران و درون‌مايه‌ی آن نيز مُلهَم و متأثّر از فرهنگ عاشورا است. خون شهيدان انقلاب اسلامی در زلال كربلا ريشه دارد و انقلاب ما بارقه و شعاعی از آتش ستم سوزي است كه درسال 61 هجري درساحل فرات شعله كشيد. امام خمينی (قدس سرّه الشريف) در يكی از سخنرانی‌های خويش فرموده است:
اگر سيدالشهدا نبود، اين نهضت {انقلاب اسلامی} هم پيش نمی‌برد، سيد الشهدا همه جا هست«كلّ ارضٍ كربلا» همه‌جا محضر سيدالشهدا است، همه‌ی منبرها محضر سيدالشهدا است، همه‌ی محراب ها از سيدالشهدا است.... امام حسين نجات داد اسلام را، ما برای يك آدمی كه نجات داده اسلام را و رفته كشته شده هی سكوت كنيم؟ ما هر روز بايد گريه كنيم، ما هر روز بايد منبر برويم برای حفظ اين مكتب، برای حفظ اين نهضت‌ها، اين نهضت‌ها مرهون امام حسين (ع) است.2
 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 7 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

نهضت عاشورا الگویی از ازل تا ابد

م حسین(ع) از شخصیت های بزرگ مکتب اسلام است که از او به عنوان کشتی نجات، امام مطلق و محبوب پیامبر(ص) و نمونه عینی مکتب اسلام یاد می شود.
امامی که الگوی او پیامبر(ص)، امام علی(ع) و انبیا بودند و خود الگوی مسلمانان است. نام حسین(ع) با نام عاشورا عجین شده است به گونه ای که با یاد یکی، دیگری در ذهن تداعی می شود.
عاشورا بزرگ ترین حادثه تاریخ است. رویداد عظیمی که از آغاز تا انجام آن درس آموز است و الگویی است جاودانه برای همه کسانی که می خواهند انسان باشند و وظیفه شناس.
ماهیت این قیام امر به معروف و نهی از منکر بود لذا آن امام(ع) در وصیتش به محمدبن حنیفه بر این سیاست تاکید می کند و می نویسد: می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدم و پدرم علی بن ابی طالب عمل کنم.
انقلاب حسینی هم یک انقلاب درونی و فردی و هم انقلابی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بود.
امام حسین(ع) تصویری از عدالت خواهی، ایثار و فداکاری را در تاریخ ترسیم کرد که بشریت همواره آن را سر لوحه خود قرار خواهد داد



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 7 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

   
 
 
فلسفه اینکه روز عاشورا و تاسوعا را به این نام نهادند چیست ؟

فلسفه اینکه روز عاشورا و تاسوعا را به این نام نهادند چیست ؟آیا تاسوعا و عاشورا قبل از قیام کربلا وجود داشتند؟
در پاسخ این سؤال باید توجه کرد که: «تسع» در عربی به معنای نٌه و تاسع و تاسوعا به معنای نهم می باشد. چنانکه «عشر» به معنای ده و عاشورا به معنای دهم می باشد.
اطلاق کلمه «عاشورا» بر دهم ماه محرم، پس از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین و یاران آن حضرت، صورت پذیرفته است و در دوره پیش از اسلام بر دهم ماه محرم عاشورانمیگفتند.کاروان اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز دوم محرم به سرزمین مقدس کربلا فرود آمد و تا روز عاشورا در آن سرزمین بودند به لحاظ آن که حوادث مهم کربلا در روز نهم و دهم ماه محرم الحرام اتفاق افتاد این دو روز را برجسته تر نموده و به نام تاسوعا و عاشورا یعنی روز نهم و دهم محرم الحرام نامیدند.
ابن اثیر در کتاب «نهایه» میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی است» و ابن درید میگوید: «عاشورا یک اسم اسلامی» است و در دوره جاهلیت به این نام معروف نبود، (
۱).
در «مجمع البحرین» نیز آمده است: «عاشورا یک اسم اسلامی است» آنچه پیش از به شهادت رسیدن حضرت امام حسین علیه السلام بود این بود که هم پیامبر اسلام(ص) و هم حضرت علی علیه السلام شهادت امام حسین علیه السلام را در کربلا پیشگویی کرده بودند و حتی امام حسین علیه السلام نیز شهادت خود را پیشگویی کرده بود و به برخی از پیامبران پیشین هم شهادت آن حضرت وحی شده بود، (۲). ولی پیش از اسلام دهم محرم را عاشورا نمیگفتند. ولی پس از آنکه حضرت امام حسین علیه السلام در کربلا به شهادت رسید، آن روز در میان مردم به روز عاشورا معروف گردید و شیعیان علی علیه السلام آن روز را روز عزا و عزاداری قرار دادند و در مقابل آنان بنی امیه و پیروانشان آن روز را روز جشن و سرور قرار دادند و به تدریج دشمنان شیعه درباره عاشورا احادیثی ساختند تا آن روز را با فضیلت نشان بدهند در حالی که آن روز، روز غم و اندوه است و روز مصیبت و نکبت است، روزی است که بهترین انسان را کشته اند، جگر رسول خدا را پاره کرده اند و زنان و کودکان پیامبر را به اسارت برده اند، آیا اینگونه روز میتواند روز مبارکی باشد؟!
شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان میگوید: روز دهم ماه محرم روز شهادت امام حسین است، روز مصیبت و حزن ائمه اطهار و شیعیان آنان است و شایسته است که شیعیان در این روز مشغول کارهای دنیوی نگردند و مشغول گریه و نوحه باشند و زیارت عاشورا بخوانند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 7 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

اربعین حسینی
من چــله نشین غـم هجران حسینم              از روز ازل والــه و حیـــران حسینم
از مـکتب عاشـوری او درس گـرفتم               من مـات به استادی ایمـان حسینم
آزادگی و عـزت و غیرت ز حسین است           من هم قسم بیعت و پیمان حسینم
هرکس به سـرخـوان کریمی بنشسته              من ریزه خـور سفره ی احسان حسینم
شعــری نبود گر پی آن شــور نباشد               من شاعـر شـوریده ی بسـتان حسینم
دشمن چه جـفـا بر پسـر آل عبا کـرد              زین ماتم عظماست که گریان حسینم
هرکس به دلش نور حسینی است بداند           من مشتعلِ شعــله ی تابان حسینم


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 5 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

اربعین حسینی
درفرهنگ عاشورااربعین به چهلمین روزشهادت حسین ابن علی ع ویاران باوفایش گفته می شودمراسم اربعین حسینی راشیعیان جهان به یادآن بزرگ مردآزاده وایثارگربرگزاروبه سوگ می نشینند.

وهمه ساله غزاداری مراسم محرم عاشوراواربعین حسینی تکرارمی شودوبرگزاری این ایام هیچگاه به دست فراموشی سپرده نمی شودچون چنین آزادمردی ایثارگرکه اخبار در بیان شجاعت آن فرزند حیدر کرار، تعجب خود را چنین اظهار نموده اند که به خدا سوگند، هرگز ندیدم کسی را که دچار لشکر بسیار گردیده و دشمنان بی شمار او در میان احاطه نموده باشند با آنکه فرزندان و اهل بیت و اصحاب او شربت مرگ نوشیده و به دست دشمنان مقتول گردیده باشند که قوی دل تر باشد از حسین بن علی علیه السلام، دراین حال بود که مردان کارزار بر آن جناب حمله آورند، پس آن حضرت نیز با شمشیر تیز به آنها حمله نمود، چنان حمله ای که از ضربت شمشیر آتشباران بر روی هم می ریختند و صف ها را می شکافتند.. سپس آن حضرت فرمودای پیروان آل ابوسفیان! اگر شما را دین نیست و از عذاب روز قیامت ترس ندارید، پس در دنیا خود از جمله آزادمردان باشیدچنانکه گمان داریداگر شما ازعرب هستید.

 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان

   
 
 
قهرمانان کربلا؛ واقعیت یا اسطوره؟

یکی از مسایلی که در خصوص واقعه جانگداز عاشورا و قهرمانان آن حادثه عظیم باید مورد مداقه و بررسی و تحلیل قرار گیرد این است
که آیا طبق نظر برخی شرق شناسان، می توان عاشورا را به عنوان یک پروژه دینی در لباس اسطوره به مخاطبان معارف حسینی ارایه کرد؟
از آنجا که رهبری قیام جاویدان کربلا بر عهده جانشین پیامبر خدا بوده است نمی توان قهرمان محوری و نیز سایر قهرمانان قیام حسینی را با معیاری که از تعریف اسطوره در ادبیات رایج جهان استفاده می شود، معرفی کرد. به عبارت دیگر، شخصیت امام معصوم(ع) با معیارهای عادی و متعارف که در میان انسانها وجود دارد، نباید مورد سنجش و ارزیابی قرار گیرد.
برای سنجش مقام عصمت و رفتارهای ذات مقدسه معصومین(ع) از جمله رفتارهای حضرت سیدالشهدا امام حسین(ع) معیارهای دیگری باید بکار بسته شود که شایسته مقام آن بزرگواران باشد چرا که معیارهای عادی و متعارف بین انسانها ظرفیت عظمت و جلالت رفتارهای آنها را ندارد.
امیرالمؤمنین علی(ع) در این رابطه می فرماید:«لا یقاس ب؛ل محمد صلی ا... علیه و آله من هذه الامهٔ احد؛ هیچ کسی را از این امت به آل محمد(ص) نمی شود قیاس کرد.»(نهج البلاغه/ خطبه
۲ )
با این توضیح بکار بردن کلمه «اسطوره» در مورد قهرمانان کربلا کار صحیحی نیست. چون «اسطوره» درباره داستانهای خیالی و دروغین کاربرد دارد و نوعاً توسط برخی اندیشمندان و شرق شناسان مسیحی به کار برده شده است که سعی داشتند تا برخی آموزه های دین به سطح اسطوره تقلیل یابد. این اشتباه غربیان از این مسأله ناشی می شود که از دید آنان زبان انجیل، زبان اسطوره است و خاستگاه موضوعات گوناگون آن را می توان به آسانی در اسطوره های یهودیان در مورد آخرالزمان و اساطیر عارفانه درباره نجات و رستگاری انسان بازیافت. این رویکرد باعث دوگانگی در نگاه آنان به انجیل به عنوان یک کتاب آسمانی و زندگی ساز شده است، به گونه ای که برخی از اندیشمندان غربی قایل به اسطوره زدایی از انجیل هستند تا بتوانند محتوای آن را با زندگی مدرن به سازش در آورد و مفهومی حقیقی به آن داد.(فرانکلین لوفان بومر، جریان های اصلی اندیشه غربی، ترجمه کامبیز گوتن) علاوه بر این رویکرد، در برخی موارد اسطوره به معنای قهرمان بکار می رود.
این کلمه به صورت جمع آن یعنی «اساطیر»
۹ بار در قرآن بکار رفته است و به عبارت دیگر این واژه یک اصطلاح قرآنی است



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 بهمن 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.